وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
صفحه اصلياخبار فرهنگ سلامتپيام هاي سلامتيفیلم و تیزربازی های سلامتنرم افزارهای سلامتجدیدترین مطالب سلامتباورهای غلطروزهای سلامتآموزش همگانی تغذیه
صفحه اول
تماس با ما
RSS
شنبه ٠٣ اسفند ١٣٩٨  -  
 » 
عنوان ها
جدیدترین اخبار
جدیدترین مطالب
اخبار > آثار روحی و روانی نماز
 


نسخه چاپي  ارسال به دوست
 سلامت معنوی
  آثار روحی و روانی نماز

 سلامت روانی عبارت است از؛ وضع روانی فردی كه احساس راحتی و آسایش نموده و در آن حالت می‌تواند در اجتماع خود به راحتی و بدون اشكال، فعالیت داشته باشد و ویژگی شخصی او در اجتماع باعث خشنودی و رضایت خاطر او ‌گردد. و بهداشت روانی به آن دسته از مقررات و اقداماتی كه در جهت استقرار و حفظ سلامت روانی باشد گفته می‌شود.

دین مبین اسلام، دستورهای منظم و دقیقی برای سعادت دنیا و آخرت دارد و از عمده‌ترین وظایفی كه برای پیروان خود معین كرده،چنانچه ذكر شد، مداومت بر یاد خدای سبحان است كه همه دغدغه‌ها و خاطر پریشانی‌ها را به طمأنینه مبدل می‌سازد . نماز كه در این میان دارای رفیع‌ترین جایگاه است و سرود آزادی و آزادگی، او را از اسارت دشمنان درونی و بیرونی آزاد كرده و چون ارتباط صمیمانه‌ای میان آفریده ضعیف و آفریدگار تواناست آثار روحی و روانی فراوانی برای قلوب خسته و دلها و روحهای ناتوان و مضطرب در بردارد كه به ذكر چند مورد از آن می‌پردازیم:

1- تمركز فكر و اندیشه:

تمركزحواس و حضور ذهن یكی از عوامل بسیار مهم برای كسب موفقیت در زندگی انسان است عرصه‌كاربرد تمركز، نه فقط در فعالیت­های مادی و محسوس انسان، بلكه گاهی تا حد مسائل ماورایی و مرموز هستی گسترده است، بدین معنا كه حتی عملیات محیر العقول مرتاضان هندی، طریقه‌های پیشرفت و سیر و سلوك در مكاتب عرفانی و مذهبی شرق دور از راه­های دیدن حقیقت اشیاء در مقابل نگاه معمولی به آنها، روش­های كشف و شهود و مراقبه در سلسله‌های عرفان اسلامی و ایرانی، و بسیاری دیگر از مسایل معنوی از این قبیل، تنها از طریق دست یافتن به درجاتی از تمركز قابل وصول می‌باشند.

ذهنی كه متمركز باشد قوی و نیرومند و ذهن پراكنده، مشوش وناتوان است، در واقع اضطرابات فكری و تنش‌های روانی از بیماری­های مهلكی است كه بشریت قرن بیستم را تهدید می‌نماید. روان­كاوان و دانشمندان می‌كوشند تا راه­های كاهش بار فكر انسان­ها را پیش بینی كرده و برای مقطعی به فكر و روان او استراحت داده و او را از دگرگونی­های روحی نجات بخشند.

مهار این پراكندگی‌های فكری، شرط نخست دستیابی به نبوغ، درایت و فهم مسایل است، به همین جهت كوشش می‌شود مكان­هایی كه برای مطالعه و تحقیق در نظر گرفته می‌شود، از آرام‌ترین، مطبوع ترین و دل انگیزترین مكان‌ها باشد تا امكان تمركز ذهن و رفع نگرانی را فراهم آورد.

نمازگزاری كه پیوسته و با تمام قدرت می‌كوشد تا ذهن خود را از تمامی آنچه غیر خداست منصرف و فقط به خدا متوجه كند و تمام نیروی فكری خود را در یك نقطه جمع كند تا نمازش با خضوع و خشوع و حضور قلب خوانده شود، با گذشت زمان، بدون تردید این عمل در او ملكه شده و در هر موردی می‌تواند افكار و قوای ذهنی خود را متمركز سازد و با بهره‌ گیری از آن در همه عرصه‌های زندگی، به ترقیات و اكتشافات مهمی در علم و معرفت، صنعت و هنر نایل گردد و موفقیت را در همه‌ ابعاد ممكن، نصیب خویشتن سازد.

در تأیید بیشتر این موضوع، ویلیام مولتون می‌گوید:«بهترین راهی كه توجه و التفات را در انسان زیاد می‌كند این است كه فكر و جسم هر دو با هم كار كنند.»و می‌دانیم كه نماز در آئین اسلام، تركیبی از كار فكر و جسم و عمل قلب و قالب است. یعنی آنچه جسم نمازگزار در حالتهای قیام و قعود و ركوع و سجود به جا می‌آورد و آنچه از ذكر خدا در هر مقام بر زبان دارد با آنچه دلش در بزرگداشت و یاد خدا می‌كند، هماهنگ است و قلب و قالب، هر دو باهم كار می‌كنند. نماز، روزانه، پنج نوبت فكر را در مدار تمركز قرار داده و پرورش تمركز ذهن را آسان می‌كند به همین منظور در راستای رسیدن به تمامیت این تمركز در اسلام، دستور داده شده، از هر كاری كه موجب پراكندگی ذهن و عدم حضور قلب در نماز می‌شود همانند ایستادن در مقابل آینه، تصویر، تابلو، درب گشوده و... پرهیز شود.
و دكتر الكسیس كارل – فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی در قرن بیستم – در این باره می‌گوید:«به نظر می‌رسد كه نیایش، وضع فكری آدمی را از سطحی كه به اقتضای توارث و تعلیم و تربیت به دست آورده، بالاتر می‌كشد. یعنی نماز و نیایش استعدادها و نبوغ انسان را شكوفا می‌كند و این در سایه تمركز فكر و حضور قلب در نماز است.

2- نماز پشتوانه‌ای قوی در پیشبرد امور زندگی

دنیایی كه ما را احاطه نموده، از روند پیچیده و زحمت آفرینی، تشكیل شده كه به مرور زمان، مشكلاتی خاص را برای انسان به همراه آورده و روز به روز، این مشكلات مضاعف می‌شود به طوری كه آدمی در مواجهه خویش با چنین دنیایی، خود را بیش از پیش ناتوان و ضعیف و آسیب پذیر می‌بیند هم چون كشتی‌ای كه در دریای متلاطم و خروشان در حال متلاشی شدن است و نیاز به تكیه گاهی محكم و تزلزل ناپذیر دارد تا او را از غرق شدن و نابودی و ناامیدی نجات دهد. اگر روح انسان با یاد خدا آشنا شود و ایمان به قدرت لایزال الهی پیدا كند، مشكلات نزد او آسان می‌گردد. به این صورت كه دیگر در برخورد با مشكلات، منتظر معجزه و امر خارق العاده نیست بلكه می‌داند شرط رسیدن به هدف، تحمل و مقاومت و یاد خداست كه مورد تأكید و سفارش قران كریم می‌باشد: یا اَیها الَّذین آمنوا اِسْتَعینوا بالصَّبْرِ و الصلاةِ، إنّ اللهَ مَعَ الصّابِرین.

ای اهل ایمان [در پیشرفت كار خود] صبر و مقاومت پیشه كنید و به ذكر خدا و نماز توسل جوئید كه خدا یاور صابران است.
استعانت از نماز به منظور آرام بخشی در مشكلات به خاطر این است كه انسان در آن حال با كسی سخن می‌گوید كه مالك همه هستی بوده و هیچ مصیبتی بدون اذن او پیش نیامده و حل مصایب نیز به دست اوست. او در نماز، آیاتی را می‌خواند كه در بردارنده مژده و تهدید و هدایت است و صبر در برابر مشكلات را به او می‌آموزد، درست است كه در سوره حمد، استعانت را منحصر به خداوند نموده، «ایاك نستعین» ولی این آیه منافاتی با آیه مذكور در سوره بقره ندارد زیرا در این آیه، در مقام بیان توحید افعالی است به این معنی كه نباید از چیزی یا كسی جز خداوند به طور مستقل استعانت نمود به طوری كه او در ردیف خداوند قرار گیرد و از طرف دیگر همان طور كه در تكوین، خداوند خود موجوداتی را برای كمك و استعانت مقرر فرموده؛ مانند «پا كه انسان با كمك آن راه می‌رود و «دست» كه به وسیله آن برمی‌خیزد و كارهایش را انجام می‌دهد و نظایر آن؛ در تشریع نیز صبر و نماز را وسیله‌ای برای كمك به انسان قرار داده است.به بیان دیگر؛ «استعینوا» امر ارشادی است یعنی بنده در همه امور محتاج به اعانت و یاری حضرت حق، جل و علا، می باشد چه در اموری كه به اختیار اوست زیرا تصمیم او در طول اراده خدا قرار داد و چه در اموری كه از اختیارش خارج است، چون او فقیر صرف بوده و دست احتیاجش از هر طرف به سوی او دراز و به كمك پروردگارش نیازمند است.

لذا با توجه به مطالب فوق درمی‌یابیم كه نماز پشتیبانی قوی و نیرومندی است كه نمازگزار را در پناه خود می‌گیرد و او را از مخاطرات و تهدیدها محافظت می‌كند، چرا كه هم از حیث ارتباط كلامی، تجلی یاری خواستن از خداوند است و آنجا كه با ادای آیات سوره حمد، بر پرستش و بر یاری خواستن از او اصرار می‌ورزد و هم از جهت ارتباط روحی و روانی با خداوند، از آن جهت كه خود را در پیشگاه با عظمتش دیده و به او اتصال یافته و در نهایت اطمینان از حمایت و پشتیبانی آن ذات مقدس برخوردار می‌شود.چنانچه در روایتی از پیامبر – صلی الله علیه و آله – آمده است كه:«مَنْ صَلّی رَكْعَتَینِ، لَمْ یسْأَلِ الله تعالی شیئاً‌ الا أعطاهُ ایاهُ عاجلاً‌ أوْ آجِلاً. »(2)«هر كس دو ركعت نماز بگزارد،‌ از خداوند مسئلتی نخواهد داشت مگر آنكه خدا خواسته‌اش را سریعاً‌ برآورده سازد». لذا برای رفع مشكلات زندگی و دستیابی به خواسته‌ها و پیشبرد زندگی، استعانت از نماز در هر وقتی به خصوص هنگام عرض حاجت و بروز مصیبت و مددجویی از آن مورد سفارش خداوند و پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله – جانشینان و پیروان اوست و حتی سیره پیامبر – صلی الله علیه و آله – این بود كه: «كانَ رسولُ اللهِ- صلی الله علیه و آله - اذا حَزَنَهُ أمْرٌ فَزَعٌ إلی الصلاة.

 یعنی پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله – هر گاه از امری نگران می‌گردید به نماز پناه می‌برد.

3- آرامش و ثبات روح و دل در پرتو نماز

انسان موجودی است كه خواسته‌هایش نامحدود است و هیچ یك از امور این عالم او را اشباع نمی‌كند، لذا با مشكلات زیاد، درونی و بیرونی، دست و پنجه نرم می‌كند، درست است كه در عصر حاضر، هزاران مشكل علمی و صنعتی حل شده، اما دنیای امروز نه تنها در ایجاد آرامش رشد نكرده بلكه روز به روز، آمار فساد و دلهره و اضطراب و ناراحتی­های روانی و در نتیجه استفاده از داروهای اعصاب و ... بالاتر می‌رود.از نظر روانپزشكان، اضطراب یا عدم ثبات روحی ­با یك احساس منتشر و مبهم دلواپسی كه اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص می‌شود كه معمولاً با یك یا چند مشكل جسمی همراه می‌گردد، از آن جمله شخص ممكن است علامتهای جسمی چون احساس طپش قلب، تنگی نفس و درد قفسه سینه، خالی شدن سر دل، سردرد و لرزش و ... را نیز به همراه داشته باشد كه گاهی به شكل طبیعی در اشخاص سالم بروز می‌كند و گاهی به صورت بیمار گونه و دائمی در‌می‌آید كه نیاز به درمان مراقبت پزشكی دارد. آرامش خاطر و زندگی آسوده، خوشبختی و سعادت، رفاه واقعی، داشتن روح و جسمی سالم و كامل، تنها با مادیات و تجهیزات زندگی به دست نمی‌آید بلكه آنچه می‌تواند انسان و جامعه انسانی را به سر حد كمال برساند و از هر گونه اضطراب و آلودگی اخلاقی، سیاسی، فرهنگی و ... نجات دهد، داشتن یك نیروی نهانی به وسیله‌ اعتقاد به یك مبدأ حقیقی در درون افراد است كه در سایه آن نابسامانی‌ها مرتفع گشته و نگرانی‌ها و آسیب‌های روحی به حداقل ممكن كاهش یابد و این نیروی معجزه آسا و شفابخش در سایه تربیت اخلاقی و تزكیه نفس و رعایت اصول و تعلیمات بزرگان و پیشوایان دین كه در سرلوحه آن ایمان به خدا و ذكر و یاد اوست بدست می‌آید.ارتباطی كه انسان بوسیله‌ یاد خدا و در رأس آن نماز و دعا و ... با غنّی و قادر مطلق برقرار می‌سازد، اگر به واقع، خالق خود را بشناسد و بفهمد كه هرچه هست نزد اوست، در این صورت است كه صفات رذیله همچون حرص و طمع و قوه شهوت در او فروكش كرده و مهار نفس اماره‌ اش را بدست می‌گیرد .لذا در مقابل مشكلات دچار دلهره و اضطراب نشده و با توجه به قدرت بیكرانش خود را در مقابل هر عاملی كه قصد به خطر انداختن و مضطرب نمودن او را داشته باشد ایمن یافته و دیگر احساس تنهایی نمی‌كند و می‌داند كسی هست كه او را یاری رساند و خود را بدبخت نمی‌شمارد و تحمل او چندین برابر گشته و در نتیجه به بیماریهای روحی و عصبی، دچار نشده و به آرامش روحی و ثبات روانی دست می‌یابد.

4- افزایش اعتماد به نفس و رسیدن به اعتماد به خدا

رسیدن به اعتماد به نفس باعث بسیاری از موفقیت­ها در زندگی فردی و اجتماعی یك انسان می‌باشد و نماز خواندن موجبات افزایش اعتماد به نفس را فراهم می‌آورد زیرا به نمازگزار اجازه داده می‌شود به طور خصوصی با حضرت حق تعالی راز و نیاز كند و بدن هیچ تشریفات و آداب سختی با مولا و صاحب اختیارش سخن بگوید، نیازها و ناتوانایی­هایش را بر شمارد و او را به یاری بطلبد.

در نماز، به نمازگزار، آن قدر شخصیت داده شده كه با خالق با عظمت عالم هر روز اذن ملاقات می‌یابد و تعیین مدت آن را هم به عهده نمازگزار است كه هر قدر خواست بتواند صحبت كرده و اشك شوق بریزد و از او استعانت جوید لذا در این زمان، توان بیشتری را در خود احساس می‌كند كه ناشی از اتكای به خدای تعالی است و داشتن چنین نقطه اتكایی باعث افزایش اعتماد به نفس در فرد می‌گردد و او در این حال خود را به سان قطره‌ای می‌داند كه با دریا پیوند خورده است. به این ترتیب، آدمی از خویشتن مفهوم بهتری خواهد داشت و تصور وی از خود در مرتبه بالاتری قرار گرفته و مفهوم «خود» را نزد او متعالی می‌یابد و اینها اعتماد به نفس را در او اشباع نموده و افزایش می‌دهد.
در اینجا به یك نكته باید دقت زیادی نمود و آن اینكه اگر ما از اعتماد به نفس و آرامش روانی سخن گفته و از یافته‌های روانشناسی سخن به میان می‌آوریم به این معنا نیست كه اینها بالاترین مرحله تكامل انسان است، آنچه كه اسلام ارائه داده، مرحله‌ای بالاتر از اعتماد به نفس می‌باشد، همانطور كه می‌دانیم تعلق داشتن یك نیاز روانی است و نماز به انسان این تعلق پاینده را نوید می‌دهد و حتی قدمی فراتر نهاده و به مؤمن می‌آموزد كه از خدا چیزی جز خود خدا نخواهد.

انسان در نماز از اعتماد به نفس می‌گذرد و به اعتماد به خدا روی می‌آورد چرا كه قدرت را در او می‌بیند، مهربانی را در او سراغ دارد و عقلش از منطق او سیراب می‌شود یعنی اعتماد می‌كند به آن كه به او تعلق دارد و می‌گوید خدایا درست است كه من تو را عبادت می‌كنم «ایاك نعبد» لكن اعتماد چندانی به خود ندارم!‌ از ان رو از تو یاری می‌جویم ایاك نستعین.

5-خاصیت خود تأثیری نماز

تلقین به معنای افكندن، فهماندن، مطلبی را به كسی گفتن و كسی را وادار به گفتن كلامی یا انجام كاری نمودن است و اگر آدمی مطلبی را به نفس خود القاء نماید به آن «خود تأثیری» گویند. حال اگر بخواهیم كه تلقین به خود، مؤثر باشد باید آنچه را كه تلقین می‌كنیم، خود به آن معتقد باشیم و دقت كنیم كه تلقین را نادرست شكل ندهیم و آن را نادرست بیان نكنیم، اگرچه خود تأثیری و دیگر تأثیری می‌تواند برای اهداف خوب و مقدس به كار رود لیكن همیشه باید به این حقیقت توجه داشت كه هر اندازه، شخص تأثیر پذیر باشد بیشتر در معرض خطر فریب كسانی كه می‌خواهند تأثیرهای نادرستی بر او بگذارند قرار می‌گیرد، كسانی كه برای مقاصد عالی خود از عامل نیرومند تلقین، استفاده درست می‌نمایند روشنفكر و واقع‌بین‌اند. اسلام كه واقع بینی خاص خود را دارد با وضع نماز و تنظیم برنامه آن، بهترین دستور علمی و عملی را برای تلقین حقایق و خوبیها به نمازگزار تدارك دیده و با مقرر كردن آن، مسلمانان را موظف كرده است كه در هر شبانه روز پنج بار به خود تأثیری بپردازند و تلقین كننده حقایق و خوبی­ها و وظیفه‌ها به نفس خود باشند و با هر نماز این موارد را در قسمت ذخیره‌ذهن خود ثبت ‌كند بی‌آنكه متوجه این ثبت و جنبه‌های تلقینی كار خود باشد.به عنوان نمونه، مسلمانان با هر نماز یك اذان و یك اقامه می‌خواند، در هر اذان شش تكبیر و شش گواهی و شش «حی علی» وجود دارد، در اقامه نیز چهار تكبیر، شش «حلی علی»، دو «قد قامت» و حداقل پنج گواهی وجود دارد، مجموعه تكبیرهای واجب و مستحبی كه یك مسلمان دوازده امامی به طور معمول در ضمن نمازهای روزانه بر زبان می‌راند نود و پنج تكبیر است و اگر اهل نافله و نماز شب و تهجد و ... باشد می‌توان گفت در شبانه روز گاهی بیش از هزار تكبیر می‌گوید و در هر تكبیر در حقیقت یك بار به خود تلقین می‌كند كه باید به یاد خدا و بزرگی او باشد، از كبر و خودبینی بپرهیزد و كارهای خود را بر اساس فرمانهای وی انجام دهد و با توجه به عظمت پروردگار، زیر پا نهادن فرمان او خطایی بزرگ خواهد بود.

باید توجه داشت، مطابق آنچه گذشت، حقیقت نماز نه «تلقین» است نه «القاء» و نه «تقلید» بلكه «ذكر» است و ذكر به معنای التفات و توجه به یك واقعیت عینی یعنی خدا كه تحت تأثیر عوامل مختلف مورد غفلت قرار می‌گیرد.
در واقع حقیقت نماز این است كه انسان را به یاد خدا و حقایق می‌اندازد و اثرش آن است كه حقیقت بودن حقایق و عمل به آنها را به انسان تلقین می‌كند.

6- تعادل پایدار

آدمی در مصاف با زندگی و رویدادهای آن،‌ واكنشهای متفاوتی از خود نشان می‌دهد كه در بعضی اوقات با حفظ تسلط و كنترل موقعیت، آنها را به گونه‌ای حل می‌كند و در مواردی دیگر، از موقعیت مذكور، متأثر شده و تحت الشعاع آن قرار می‌گیرد و به اصطلاح، تعادل خود را از دست می‌دهد و برای دستیابی به تعادل مجدد، نیاز به زمان كافی و ابتكار مناسب دارد حتی در احادیث پیامبر اكرم – صلی الله علیه و آله – از دل تعبیرهای گوناگونی شده چنانچه فرموده‌اند:«دل فرزند آدم، از دیگی كه سخت جوشان باشد تغییر پذیرتر است.(4) »یا اینكه فرمودند: «دل مانند رشته‌ای است در بیابانی به درختی آویخته كه باد پیوسته آن را زیر و رو می‌كند.

با این معنا كه تعادل در دل او وجود ندارد پس به عاملی برای تقویت و پایدار نمودن نیاز دارد. نماز همچون ریشه است وقتی تارها و ریشه‌ها درون انسان جای بگیرد او را در مقابل بادها و لرزش­های سخت و طوفانی زندگی حفظ می‌نماید و وقتی كه ریشه‌های نورانی نماز در عمق وجود انسان فرو رود از هیچ بادی نخواهد لرزید. نماز چون موجب تقویت روح نمازگزار است، تعادل درون او را حفظ نموده و آن را پایدار می‌سازد.

7- معنا بخشیدن به زندگی

احساس بی‌ثباتی و بی‌اعتباری در جهان طبیعت و فناپذیری و ختم زندگی در دنیا از سویی و عدم پاسخگویی طبیعت به نیازهای نامتناهی انسان از سوی دیگر احساس روزمرگی و بیهودگی را در انسان به وجود می‌آورد، به این خاطر كه وی از درون، ‌احساس پوچی و بی‌محتوایی می‌كند و در مقابل، راه­های شناخته شده و مطمئنی فرا روی خویش نمی‌یابد و یا حداقل آنها را نمی‌شناسد. دانشمندان غربی معتقدند:«عصر ما،دوران سرخوردگی است و خوش‌بینی كه از ویژگی­های بخشی از سده نوزدهم بوده، در اثر جنگ­ها، بحران­ها و بروز خودكامی­ها، تضعیف شده است.» زندگی درون تهی به عنوان یك ویژگی دنیای معاصر در آثار برخی اندیشمندان با عنوان «ترس با منشأ درونی» توصیف شده است. شاید یكی از عوامل مؤثر در پیدایش این حالت روحی، فاصله گرفتن تدریجی بشر از مذهب و رویكرد عجولانه و شتابنده او به علم، پس از دوره نوزایی – تجدید حیات علم – در اروپاست او به تصور جایگزینی علم به جای مذهب، كوشید تا پیوندهای دینی خود را بگسلد، ولی زمانی كه در این راه ناكام شد و علم از عهده تأمین خواسته‌های آدمی برنیامد، دیگر جایگزینی برای آن وجود نداشت لذا از درون احساس خلأ، بیهودگی و پوچی نمود.

نماز پیوند انسان را با آن ذات فنا ناپذیر برقرار نموده و به او جاودانگی را نوید می‌دهد، در واقع نماز دستی است از سوی انسان به سوی آنكه متناسب با نیاز و خواست اوست، رشته‌های چنین ارتباطی از زمین تا آسمان، برقرار می‌شود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، او را از محتوا و معنا، سرشار و اقناع می‌كند، زیرا هر نوع ارتباطی، بر روح انسان تأثیر معینی بر جای می‌گذارد و به همین میزان و متناسب با آن «تصویر فرد از خویشتن» نیز تغییر می‌یابد. نماز بر مایه‌های درون نمازگزار می‌افزاید و آن را سرشار از غنا و سرمایه‌های معنوی می‌سازد و هر اندازه كیفیت نماز متعالی باشد، سرمایه‌هایی كه عاید جان آدمی می‌شود، ارزشمندتر و بیشتر خواهد بود، تا جایی كه اولیای خدا، با نماز و یاد خدا، خود را نیازمند به چیز دیگری نمی‌یافتند.

با این وصف،‌ از جمله عواملی كه زندگی را از حالت روزمرگی و پوچی، خارج نموده و به آن شادابی، تنوع و تحول خاصی می‌بخشد، ملاقات منظم و با برنامه محب و محبوب می‌باشد.فاصله هر نماز تا نماز بعد و انتظار رسیدن وقت ملاقات با محبوب، به انسان بهانه‌ای برای زیستن و دلیلی برای بودن می‌بخشد و گفتگوهای رازگونه عاشق و معشوق، در آدمی این احساس را زنده می‌كند كه تا زمانی كه كسی را برای گفتگو و ارتباط حاضر می‌بیند، زندگی قابل زیستن است به ویژه آنكه طرف گفتگو، هستی آفرین و خالق مهربان باشد. چنین نمازی به او تفهیم می‌كند كه: (الذینَ یذْكُرُونَ اللهَ قیاماً‌و قُعُوداً و عَلی جُنُوبِهِمْ وَ یتَفَكَّرُونَ فی خَلْقِ السَّمواتِ و الأرضِ ربّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً‌سبحانك فقنا عذابَ النّارِ(6)-آنهائی كه در حال ایستاده و نشسته و خفتن، خدا را یاد می‌كنند و دائم فكر در خلقت آسمان و زمین كرده و گویند پروردگارا این دستگاه با عظمت را بیهوده نیافریده‌ای پاك و منزهی ما را به لطف خود از آتش دوزخ نگاه دار.

عالم هستی بیهوده و بی‌معنا خلق نشده و چون آن هم مخلوق خداست دوست داشتنی می‌باشد و انسان نیز به عنوان زیر مجموعه عالم هستی، بیهوده خلق نشده و در خلقت او منظوری اساسی و مهم‌، كه همانا قرب و نزدیكی به او با عبادت و راز و نیاز است، نهفته می‌باشد.

8- سپر دفاعی در مقابل مصایب و مشكلات

گاهی اتفاق می‌افتد كه آدمی برای مدتی، راز و مطلبی را در دل خود نگاه می‌دارد تا زمانی كه محرم رازی بیابد و درد دل خود را با او بازگوید و یا به عبارت بهتر عقده دل را خالی كرده و به اصطلاح خود را سبك كند و اگر شخص این طریق را در پیش نگیرد، گاه پنهان نگاه داشتن درد دلهایش اثرات بسیار نامطلوبی را بر روح و روان فرد بر جای می‌گذارد كه برخی مواقع ممكن است حتی عواقب سوء و وحشتناكی را به دنبال داشته باشد وای بسا انسانی كه با این طرز فكر، یعنی عدم اعتقاد به خدا، ممكن است در جهان تنها باشد و پناهگاه و مأوایی امن نداشته باشد تا به آن التجا جوید و در نهایت به بن بست رسیده و خود را اشتباه طبیعت بپندارد، لذا نماز یكی از مؤثرترین و بهترین راههای درمان اینگونه امراض روحی است زیرا كه راز و نیازی با مبدأ هستی و خالق انسان می‌باشد و او با معبود خود عقده گشایی می‌كند و آنچه را در درون و قلبش پنهان داشته، بیرون می‌ریزد و با قادر مطلق، به امید گشایش، راز دل خود را در میان می‌گذارد و همین امر یعنی امید به استجابت دعا و قبولی نمازش است كه به او نیرو و حیاتی تازه بخشیده و او را از چنگال مخوف برخی از بی‌صبری‌ها و امراض روحی ناشی از آن رهایی می‌بخشد.
زیرا در قرآن كریم آمده است كه: «و قالَ رَبُّكُم اُدْعُونِی أستَجِبْ لَكُمْ ... »(7)«و خدای شما فرمود كه مرا با خلوص دل بخوانید تا دعا شما را مستجاب كنم.

 دكتر الكسیس كارل نیز در اسرار و فواید نماز می‌گوید:«نیایش به آدمی نیرویی برای تحمل غم­ها و مصایب می‌بخشد و او را امیدوار ساخته و قدرت ایستادگی و مقاومت را در برابر حوادث بزرگ به او می‌دهد. به راستی وقتی پس از خاتمه نماز،نمازگزار به سجاده می‌نشیند و به تعقیب و دعا می‌پردازد، در آن وقت به قدرت كامله ‌حضرت حق پی می‌برد و جز او را حلال مشكلات خویش نمی‌شناسد و به غیر او التجا اعتماد نمی‌كند و خداوند است كه او را كفایت نموده و او را در مقابل ناملایمات صبور و شكیبا می‌نماید لذا نماز مكتب مقاومت و ایستادگی در مقابل حوادث بزرگ است زیرا اتكا و اتكال نمازگزار همیشه به ذات اقدس حضرت باری تعالی می‌باشد.

9-محكم شدن عزم و اراده

صبح زود به خصوص در فصل بهار كه دید‌گان تازه از خواب گشوده می‌گردد و كسالت شب درست از بدن رفع نشده، چقدر برای انسان ادامه به خواب شیرین لذت ‌بخش و برخاستن از رختخواب، سخت است، در واقع هیچ نیرویی، هرچند قوی باشد در این حال نمی‌تواند انسان را به میل و رغبت بیدار كند مگر نیروی ایمان.
در حقیقت شیرینی ایمان است كه بر تمام لذت­ها فائق می‌شود و هر لذتی را هرچند قوی باشد می‌زداید، در این حال، نمازگزار مجبور است با نفس خود بجنگد و با شیطان درونی به مبارزه برخیزد زیرا شیطان وقتی بهتر از این برای فریب دادن و گول زدن شخص ندارد و می‌خواهد با هزار نیرنگ او را دوباره به خواب اندازد تا از فیض حضور در درگاه باری­تعالی محروم گرداند، در این حالت او از نیروی اراده خود استفاده كرده و یك مرتبه بر نفس غالب شده و بر می‌خیزد.
روان­شناسان نیز عقیده دارند كه برای تقویت اراده، چیزی بهتر از این نیست كه انسان كارهایی خلاف میل خویش انجام دهد و برای این منظور تمرین‌های عملی مقرر كرده‌اند، آنان پس از مشاهدات و تجربه‌های فراوان ثابت كرده‌اند كه انسان، با انجام هر عملی كه برخلاف هوای نفس خویش باشد، به عزم و اراده خود، ثبات و توان می‌بخشد.
نمازگزاری كه بامدادان با میل خواب و تن پروری و حس تنبلی باطنی خویش به مبارزه پرداخته و پیروز می‌گردد در مواقع دیگر، با كارها و گرفتاری­ها كه اغلب در زندگی مادی او جایگاه مهمی دارند می‌ستیزد و از وقت آنها گرفته و به عبادت می‌پردازد، تمایلات مذكور و عوامل دیگری چون جنگ، ترس و بیماری، سختی، تنگی، گرما، سرما و ... هیچ‌كدام نمی‌توانند او را از نماز باز دارند و او می‌داند نماز در هیچ شرایطی ساقط نمی‌شود و باید همه موانع را پشت سر بگذارد تا فریضه‌اش را در وقت خود به جای آورد. پس اجرای منظم این تمرین­های بزرگ روحی، در مدت اندكی عزمی آهنین و اراده‌ای پولادین به نمازگزار می‌بخشد و تأثیری كه عزم و اراده در پیشرفت امور و تحصیل سعادت دارد بر هیچ كس پوشیده نیست.306

منابع:

1-محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج 82، ص 192.
2- علاء الدين هندي، كنز العمال، ج 7، ص 308، ح 19018
3- سوره بقره (2)، آيه 153.
4- ابوالقاسم پاينده، نهج الفصاحه، ص 409، ح 2764 .
5 -همان، حديث 2771
6- سوره غافر (40) آيه 60
7- سوره آل عمران (3)، آيه 191

 

 
 چهارشنبه ٩ مهر ١٣٩٣- ١٢:١١ / شماره خبر: ١١٣٩٣٦
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج