وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
صفحه اصلياخبار فرهنگ سلامتپيام هاي سلامتيفیلم و تیزربازی های سلامتنرم افزارهای سلامتجدیدترین مطالب سلامتباورهای غلطروزهای سلامتآموزش همگانی تغذیه
صفحه اول
تماس با ما
RSS
پنج شنبه ٢٨ تير ١٣٩٧  -  
 » 
عنوان ها
جدیدترین اخبار
جدیدترین مطالب
اخبار > مدرسه و پیشگیری از مصرف مواد
 


نسخه چاپي  ارسال به دوست
 
  مدرسه و پیشگیری از مصرف مواد

 نگاهی به رویكردها و اصول پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان

 

امروزه مدارس نقش مهمی در ارائه مداخلات پیشگیری از مصرف مواد و اعتیاد دارند. با آن كه این طور به نظر می‌رسد كه پیشگیری از اعتیاد ربطی به مدارس ندارد، اما مهمترین برنامه‌های پیشگیرانه اصولاً مبتنی بر مدارس هستند.

علاوه بر نقش سنتی آموزشی، در سراسر جهان، مدارس مسئول رسیدگی به مشكلات بهداشتی و اجتماعی متعددی هستند، از جمله آموزش بهداشت در زمینه كاهش مصرف سیگار، الكل، مواد و مشكلات اجتماعی نظیر بزهكاری. حتی اگر مسئولیت اصلی مدارس را آموزش كودكان و نوجوانان بدانیم، تحقیقات متعددی نشان داده‌اند كه برنامه‌ها و مداخلات پیشگیرانه عمدتاً به بهبود وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان منجر می‌شوند.

اكنون، بیش از دو دهه از مداخلات پیشگیرانه مبتنی بر مدارس می‌گذرد و پژوهش‌ها نشان می‌دهند كه این مداخلات بسیار مؤثر بوده‌اند.

پیشگیری از طریق مدارس با استقبال گسترده متخصصان پیشگیری مواجه شده است. از آنجا كه خواسته عموم آن است كه مدارس محلی امن و عاری از مواد باشد، اكثر برنامه‌های پیشگیری، معطوف به پیشگیری از مواد و خشونت بوده كه كوشیده‌اند عوامل خطرزا را كاهش و عوامل محافظ را افزایش دهند.

ارائه خدمات پیشگیرانه در مدرسه دارای منطق بسیار قوی است، زیرا اكثر كودكان و نوجوانان به مدرسه می‌روند، جامعه و والدین به مدرسه اعتماد دارند، مدرسه مسئول رشد و پرورش دانش‌آموزان است، در مدرسه فعالیت‌ها، دانش و مهارت‌های مختلفی تدریس می‌شود، توانایی مراقبت از خود در مقابل آسیب‌های مختلف از جمله مصرف مواد نیز یكی از موضوعات مرتبط با مدرسه است، مداخله در مدرسه مقرون به صرفه است و با آموزش دادن معلمان و كاركنان مدرسه تا سال‌ها می‌توان از آنان در فعالیت‌های پیشگیرانه كمك گرفت. همچنین تحقیقات مختلف نشان داده‌اند كه آموزش مهارت‌های مختلف اجتماعی- هیجانی نه تنها به پیشگیری از اعتیاد و مصرف مواد، بلكه به ارتقای عملكرد تحصیلی دانش‌آموزان منجر می‌شود كه با اهداف تحصیلی و آموزشی مدارس كاملاً منطبق است.

از آنجا كه دسترسی به كودكان و نوجوانان از طریق مدارس بسیار آسان است، عمده طرح‌های پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه می‌باشند. مؤسسه بین‌المللی سوءمصرف مواد (2003) اصول شانزده گانه‌ای در زمینه پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان طراحی كرده است كه مورد استفاده وسیع كارشناسان و طراحان پیشگیری قرار گرفته است.

عوامل مؤثر بر مصرف مواد

پژوهش‌های مختلف نشان داده‌اند كه مجموعه‌ای از عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و محیطی منجر به مصرف مواد می‌شوند. تاكنون هیچ عامل خاصی به تنهایی به عنوان عامل اعتیاد یا مصرف مواد شناخته نشده است. مطالعات انجام شده و نظریات موجود بر تعامل میان عوامل خطرزای مختلف فردی، محیطی، اجتماعی و خانوادگی تأكید می‌كنند. به دلیل ماهیت پیچیده رشد انسان، هیچ اختلالی یك علت و عامل مشخص ندارد.

عوامل خطرزای متعدد عبارتند از:

عوامل خطرزای فردی:

ابتلا به بیماری‌های روانی مانند اختلالات اضطرابی، افسردگی، نگرش مثبت به مواد، مهارت‌های شناختی- اجتماعی ضعیف مانند پرخاشگری یا كمرویی، مهارت‌های ضعیف حل مسئله، تصمیم‌گیری، ناتوانی در مقابله مناسب با هیجان‌ها، خصوصیات و ویژگی‌های سرشتی؛

عوامل خطرزای خانوادگی:

زندگی در خانواده پرتنش و آشفته، وجود اختلافات خانوادگی شدید، نگرش مثبت والدین به مواد، مصرف مواد توسط یكی از اعضای خانواده، نظارت و سرپرستی ضعیف والدین، شیوه‌های فرزندپروری خیلی سختگیر یا سهل‌گیر، بی‌توجهی یا غفلت از سوی والدین، دلبستگی و پیوند هیجانی ضعیف با والدین، فقر در خانواده؛

عوامل خطرزای مرتبط با مدرسه:

 مدارس مشوق رقابت، روابط نامناسب دانش‌آموز- معلم یا كاركنان مدرسه، بی‌توجهی به خصوصیات شخصیتی دانش‌آموزان، نبود دلبستگی به مدرسه، غیبت از مدرسه، افت تحصیلی، ترك تحصیل، نبود روابط دوستانه و صمیمی با معلمان، بی‌توجهی معلمان یا كاركنان به علایق و انگیزه‌های دانش‌آموزان، نبود جو هیجانی و تعاطفی مثبت در مدرسه، نبود روحیه همكاری و كار گروهی در مدارس

عوامل خطرزای محیطی:

 همسالان مصرف‌كننده، همسالان مشوق مصرف مواد، زندگی در محله‌های آلوده، دسترسی آسان به مواد، دسترسی اندك به امكانات ورزشی و تفریحی مناسب.

اهمیت شناسایی عوامل خطرزا و محافظ به اندازه‌ای مهم است كه در اولین اصل پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان مطرح شده است. هدف كلیه مداخلات پیشگیرانه افزایش عوامل محافظ و كاهش عوامل خطرزا است.

مروری بر مدلهای پیشگیرانه مبتنی بر مدرسه

تلاش‌هایی در زمینه پیشگیری از مصرف مواد برای كودكان و عمدتاً نوجوانان صورت گرفته كه می‌توان آنها را به پنج دسته تقسیم كرد: اطلاع‌رسانی و برانگیختن ترس، فعالیت‌های جایگزین، آموزش عاطفی، آموزش مهارت‌های امتناع، ارتقای توانمندی ها.

رویكرد اطلاع‌رسانی

اولین رویكرد در پیشگیری عمدتاً متمركز بر اطلاع‌رسانی بود. اساس رویكرد مذكور این بود كه اگر افراد اطلاعات لازم در مورد مصرف مواد و پیامدهای آن را داشته باشند، به سراغ مصرف مواد نخواهند رفت. به همین دلیل اطلاعات واقعی در مورد اثرات منفی بهداشتی، اجتماعی و قانونی مصرف مواد در برنامه‌های مدرسه و عمدتاً توسط اولیای مدرسه ارائه می‌شد، بدون اینكه در مورد آموزش مهارت‌های مرتبط با پیشگیری كاری صورت گیرد. راهبردهای برانگیختن ترس نیز با اطلاع‌رسانی همراه بود. در حال حاضر، از این رویكرد در فعالیت‌های پیشگیرانه به تنهایی استفاده نمی‌شود.

رویكرد فعالیت‌های جایگزین

اساس این رو یكرد آن بود كه اگر فعالیت‌هایی جز مصرف مواد برای نوجوانان مهیا شود، آنان كمتر به مصرف مواد خواهند پرداخت. در این زمینه فعالیت‌های جایگزین متعددی مطرح شدند كه برخی از آنها دارای مبنای نظری و بعضی فاقد آن بودند. فعالیت‌های اولیه شامل شركت نوجوانان در مراكز جوانان، باشگاه‌های ورزشی و فعالیت‌های اجتماعی بود. بعدها فعالیت‌های دیگری مطرح شدند كه بتوانند وضعیت شناختی- عاطفی دانش‌آموزان را تغییر دهند، فعالیت‌هایی كه اعتماد به نفس، عزت نفس و مشاركت در فعالیت‌های گروهی را افزایش دهند. نسل سوم چنین فعالیت‌های جایگزین شامل نیازهای اختصاصی گروه هدف بود، از جمله شركت در برنامه‌های ورزشی، تحصیلی و فعالیت‌های ورزشی كه احتمال مصرف مواد در آنها كمتر باشد.

رویكرد آموزش عاطفی

توجه این رویكرد از مواد به نیازهای روانی- اجتماعی افراد معطوف شد. در مدل عاطفی، علت مصرف مواد را مجموعه‌ای از خصوصیات می‌دانستند كه آسیب‌پذیری فرد در برابر مصرف را افزا یش می‌دهد. بر این اساس، راه حل نیز مشخص بود: كمك به ارتقای رشد عاطفی فرد. از آنجا كه عامل خطرزای مصرف مواد را نقص‌های شخصی می‌دانستند، هدف برنامه‌های پیشگیرانه نیز ارتقای رشد اجتماعی و شخصی فرد بود، از جمله ارتقای عزت نفس، بینش شخصی و خودآگاهی. به عبارت دیگر، بر عامل عاطفی تأكید می‌شد تا شناختی. این رو یكرد تا حدی به رویكرد آموزش مهارت‌های اجتماعی نزدیك شد.

رویكرد آموزش مهارت‌های امتناع

یكی از مدل‌های محبوب پیشگیری، رویكرد آموزش مهارت‌های اجتماعی است كه تأكید می‌كند افراد به علت نقص در مهارت‌های اجتماعی خاص به مصرف مواد می‌پردازند، از جمله ضعف و ناتوانی در مقاومت در مقابل فشارهای دوستان، همسالان و حتی رسانه‌ها. از این دیدگاه، جوانان و نوجوانان به مصرف مواد رو می‌آورند، چون عده زیادی از آنها اعتماد به نفس یا مهارت‌های مقاومت در برابر نفوذ اجتماعی همسالان و رسانه را ندارند. به همین دلیل، ضروری است برای پیشگیری از مصرف مواد به افراد مهارت‌هایی آموزش داده شود كه بتوانند متوجه این فشارها شوند و بتوانند در مقابل آنها مقاومت كنند.

 در زمینه آموزش مهارت‌های اجتماعی مقاومت حداقل سه مهارت مهم است كه باید آموخته شود:

1- آموزش موقعیت‌های پرخطر، 2- افزایش آگاهی از نفوذ رسانه و 3- آموزش مهارت امتناع. كودكان و نو جوانان باید مهارت امتناع یا به عبارت دیگر «نه گفتن» به چنین فشارها و درخواست‌هایی را بیاموزند. با این حال، مهارت امتناع تنها موضوعی نیست كه باید آموخته شود، بلكه باید قبل از آن موارد دیگری نیز آموزش داده شوند. یك جزء بسیار منطقی هر گرایش مهارت‌های مقاومت، شناسایی موقعیت‌های پرخطر است. منظور از موقعیت‌های پرخطر، موقعیت‌ها، مكان‌ها یا زمان‌هایی است كه احتمال تعارف به مصرف و فشار همسالان زیادتر می‌شود. پس از شناسایی و تشخیص موقعیت‌های پرخطر، راهبردهای مؤثر برای اجتناب از چنین موقعیت‌هایی آموزش داده می‌شود. در این زمینه، آگاهی از تأثیر رسانه‌ها در تبلیغ مصرف مواد اهمیت خاص دارد، به خصوص فیلم‌ها، تبلیغات، آگهی‌ها و...

رویكرد ارتقای توانمندی ها

توانمندی یا كفایت، مفهوم وسیعی است كه مهارت‌ها و شایستگی‌های اجتماعی مختلفی را در برمی‌گیرد و نقش مهمی در رشد دارد. در دوره نوجوانی وظایف متعدد رشدی شكل می‌گیرد، از جمله استقلال از والدین و ایجاد گروه‌های همسالان. توانمندی‌ها و كفایت‌های غنی و قوی به موفقیت در این تكالیف رشدی كمك می‌كند، به خصوص زمانی كه فرد وارد محیط تحصیلی و اجتماعی جدیدی می‌شود. هر چه فرد توانایی‌های اجتماعی بیشتری داشته باشد، بهتر عمل می‌كند. به خصوص، برخورداری از مهارت قاطعیت، توانایی ارتباط مناسب، اطلاع از نحوه صحیح شروع و پایان یك مكالمه، استفاده از راهبردهای مذاكره با دیگران كمك زیادی به سازگاری با این شرایط می‌كند.

نكات مهمی در خصوص تدوین، اجرا، ارزیابی و گسترش برنامه‌های پیشگیرانه مبتنی بر مدارس وجود دارد كه ضروری است به آنها توجه شود و در اینجا به تعدادی از آنها پرداخته می‌شود.

تدوین برنامه

سن، مرحله رشدی و نحوه پیشرفت مصرف مواد از نكات مهمی است كه در تدوین برنامه باید به آن توجه كرد. سن موضوع بسیار مهمی در پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان است. در اصل اول پیشگیری مؤسسه بین‌المللی سوءمصرف مواد (2003) تأكید شده كه اثر بالقوه عوامل خطرزا و محافظ خاص با سن تغییر می‌كنند؛ مثلاً در دوره كودكی، عوامل خطرزای درون خانوادگی اهمیت بیشتری دارند و در دوره نوجوانی، ارتباط با همسالان مصرف‌كننده عامل خطرزای مهمتری به شمار می‌آید. اصل ششم پیشگیری تأكید می‌كند كه برای مداخله باید از دوره پیش دبستانی برنامه‌هایی تدوین كرد كه به رفتارهای پرخاشگرانه، ضعف در مهارت‌های اجتماعی و مشكلات تحصیلی بپردازند .

در اصل هفتم (برنامه‌های پیشگیری برای دوره ابتدایی) توجه به عوامل خطرزایی از جمله بهبود عملكرد تحصیلی و یادگیری‌های اجتماعی- هیجانی شده است. در این اصل، آموزش مهارت‌ها و توانایی‌هایی نظیر خودكنترلی، آگاهی هیجانی، ارتباط، حل مسئله اجتماعی و كمك‌های تحصیلی به خصوص در خواندن مطرح شده است. اصل هشتم معتقد است كه در برنامه‌های پیشگیری برای دانش‌آموزان دبیرستانی باید به توانمندی‌های اجتماعی و تحصیلی از جمله عادات مطالعه و كمك‌های تحصیلی، ارتباط، رابطه با همسالان، خودكارآمدی و قاطعیت، مهارت‌های مقاومت در برابر مواد، تقویت نگرش‌های ضدمواد و تقویت تعهدات شخصی در مقابل سوءمصرف مواد توجه شود. برنامه‌هایی كه از ابتدای 1990 طراحی شدند به سه سطح پیشگیری توجه كردند: پیشگیری همگانی، انتخابی و موردی. در برنامه‌های همگانی، خدمات به كل جمعیت عمومی ارائه می‌شود. در مداخلات انتخابی، برنامه‌های پیشگیرانه معطوف كودكان و نوجوانان «در معرض خطر» است كه نشانه‌هایی از احتمال مصرف مواد در آنان وجود دارد. مداخلات موردی به دانش‌آموزانی ارائه می‌شود كه قبلاً درگیر مواد شده‌اند.

اجرای برنامه

بیشتر مداخلات پیشگیرانه توسط افراد همسال یا بزرگتر انجام شده است. استفاده از همسالان مزایایی دارد، از جمله اعتبار بیشتر همسالان در مقایسه با بزرگسالان برای نوجوانان. مزیت دیگر این روش، الگو بودن نوجوانان برای یكدیگر است. با این حال، استفاده از همسالان معایبی هم دارد، از جمله نبود مهارت‌های آموزشی و انگیزشی و عدم توانایی لازم برای آموزش مهارت. از سوی دیگر، این مداخلات بیشتر به صورت سخنرانی برگزار می‌شوند و ارزش آموزشی چندانی ندارند. استفاده از روش‌های تعاملی نكته بسیار مهم در زمینه مداخلات مبتنی بر مدرسه است، به این معنی كه برنامه‌های پیشگیرانه‌ای كه از شیوه‌های تعاملی و فرآیندهای گروهی مانند بحث همسالان، ایفای نقش و بازی‌های تعاملی استفاده می‌كنند، مؤثرتر از روش‌های معمولی كلاسی (مانند سخنرانی، پخش فیلم) هستند. در همین رابطه اصل پانزدهم پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان مطرح می‌كند كه «برنامه‌های پیشگیری، زمانی بیشترین اثربخشی را دارند كه از تكنیك‌های تعاملی استفاده كنند كه موجب مشاركت فعال كودكان و نوجوانان در فرآیند یادگیری شوند و مهارت‌های آنان را تقویت كنند.

ارزیابی برنامه

مهمترین چالش در حوزه پیشگیری آن است كه ثابت شود كاهش مصرف سیگار، الكل و سایر مواد امكان‌پذیر است. سؤالی كه مطرح می‌شود این است كه این كاهش چه مدت ادامه پیدا می‌كند. تحقیقات مختلف نشان داده‌اند كه طرح‌های مختلف نتایج گوناگونی در پی داشته‌اند. مثلاً، اثرات طرح راند با رویكرد نفوذ اجتماعی پس از سه سال از بین رفت. در زمینه موقتی بودن اثر مداخلات پیشگیرانه دلایل متعددی مطرح شده است از جمله: ناكافی بودن طول مدت مداخله، در نظر نگرفتن جلسات تقویتی، منطبق نبودن اجرای مداخله با دستورالعمل مداخله و استوار بودن مدل مداخله بر مفروضات اشتباه. تحقیقات اخیر نشان داده‌اند كه برنامه‌های مبتنی بر مدارس باید با سایر مداخلات از جمله مداخلات مربوط به خانواده یا جامعه ادغام شوند. مثلاً، پروژه پیشگیری میدوسترن، یك برنامه چندبخشی بود كه برنامه مبتنی بر مدرسه را با مشاركت والدین و استفاده از رسانه‌های گروهی ادغام كرد و نتایج حاصل از آن نشان داد كه این برنامه با كاهش استفاده از سیگار و الكل در نوجوانان همراه بوده است. لازم به ذكر است كه اثرات این برنامه به مدت 6 سال بعد از مداخله اصلی تداوم داشتند. اصل سیزدهم پیشگیری از سوءمصرف مواد تأكید می‌كند كه برنامه‌های پیشگیری باید درازمدت و همراه با مداخلات مكرر باشند تا اهداف اصلی پیشگیری تقویت شود.

گسترش برنامه

مشخص نیست برنامه‌های پیشگیرانه كه به صورت آزمایشی و پژوهشی اجرا می‌شوند، بعد از اتمام پژوهش تا چه اندازه در مدارس به كار گرفته شوند. اگر چه مدارس مایلند و می‌توانند برنامه‌های پیشگیرانه را اجرا كنند، اما معمولاً انگیزه و منابع كافی برای اجرای آن را ندارند. بنابراین، بسیار مهم است كه مداخلات پیشگیرانه در سطح وسیعی گسترش یابند. در این زمینه مشكلاتی وجود دارد كه مانع گسترش وسیع برنامه‌های پیشگیرانه مبتنی بر مدارس می‌شود. در زمینه گسترش برنامه‌های پیشگیرانه چند مشكل جدی وجود دارد: میزان تعهد مجریان برنامه، میزان مشاركت جامعه در طرح، هماهنگی و مدیریت در اجرای برنامه و آموزش كافی كارشناسان. علاوه بر این، مدارس باید تمایل داشته باشند كه برنامه را اجرا كنند. به همین دلیل، برنامه باید «دوستانه» طراحی شده باشد، به گونه‌ای كه معلمان، دانش‌آموزان و حتی والدین مایل به اجرای آن باشند. از آنجا كه برنامه‌ها باید ارزیابی شوند، بیشتر منابع مالی صرف هزینه‌های ارزیابی می‌شود و نه جذاب كردن محتواهای آموزشی. در همین رابطه، اصل چهاردهم پیشگیری از سوءمصرف مواد تأكید دارد كه برنامه‌های پیشگیری باید به معلمان توجه كنند و تكنیك‌های مناسب برای افزایش ارتباط معلمان با دانش‌آموزان را مورد توجه قرار دهند.

پیوند و ادغام مدرسه، جامعه و خانواده

در حال حاضر، در ارائه طرح‌ها و مداخلات پیشگیرانه مصرف مواد تأكید بر همكاری مشترك خانواده، مدرسه و جامعه است. در اصل پنجم پیشگیری از سوءمصرف مواد تأكید شده است كه برنامه‌های پیشگیری باید پیوند و روابط خانوادگی (مهارت‌های فرزندپروری و حمایت والدین از فرزندان) را افزایش دهند. همچنین، در اصل دهم این نكته مطرح شده است كه برنامه‌های پیشگیرانه تركیبی مؤثرتر از یك برنامه واحد هستند، مانند تركیب برنامه‌های مبتنی بر خانواده و برنامه‌های مبتنی بر مدرسه. همچنین، در اصل یازدهم تأكید می‌شود كه «برنامه‌های پیشگیری مبتنی بر جامعه زمانی بیشترین تأثیر را دارند كه در كلیه سطوح جامعه پیام‌های یكسانی را ارائه دهند». به همین دلیل، متخصصان پیشگیری به دنبال ادغام طرح‌های مختلف پیشگیری‌اند تا بتوانند اثربخشی برنامه‌ها را افزایش داده و از صرف هزینه و وقت اضافی بكاهند.

اصول پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان (برگرفته از مؤسسه بین‌المللی سوءمصرف مواد، 2003)

اصل 1- توجه به عوامل خطرزا و محافظ

اصل 2- توجه به همه مواد

اصل 3- توجه به نیازها و شرایط محلی

اصل 4- توجه به شرایط و ویژگی‌های مخاطبان

اصل 5- افزایش و تقویت پیوندهای خانوادگی

اصل 6- توجه به عوامل خطرزا از ابتدای خردسالی

اصل 7- توجه به بهبود وضعیت درسی و موضوعات هیجانی و تحصیلی

اصل 8- توجه به افزایش كفایت اجتماعی و تحصیلی در دوره راهنمایی و ابتدای متوسطه

اصل 9- توجه به دوره‌های انتقالی زندگی

اصل 10- تركیب دو یا چند برنامه برای افزایش اثربخشی

اصل 11- ارائه پیام‌های یكسان در محیط‌ های مختلف (مدرسه، باشگاه، رسانه، مؤسسات مذهبی)

اصل 12- وفادار بودن به ساختار، محتوا و ارائه برنامه هنگام انطباق برنامه

اصل 13- ارائه طولانی مدت برنامه و تكرار آن

اصل 14- تقویت مهارت‌های معلمان در زمینه مدیریت كلاس

اصل 15- استفاده از تكنیك‌های یادگیری فعال و یادگیری مشاركتی

اصل 16- مقرون به صرفه بودن مداخلات پیشگیری

 

بحث و نتیجهگیری

شواهد و مدارك موجود نشان می‌دهد كه مهمترین مداخلات پیشگیرانه در زمینه پیشگیری از مواد در دوره كودكی و نوجوانی، مداخلات مبتنی بر مدارس است. این درحالی است كه مدل‌های موجود از اثربخشی مداخلات مبتنی بر افزایش توانمندی‌ها و كفایت اجتماعی حكایت می‌كنند. با این حال، به منظور اثربخشی طرح‌ها و مداخلات پیشیگرانه رعایت نكات مهمی ضروری است كه با عنوان اصول پیشگیری از مصرف مواد در كودكان و نوجوانان شناخته شده‌اند. شناسایی این اصول و رعایت آنها به برنامه‌ریزان و تدوین‌كنندگان مداخلات مبتنی بر مدارس كمك می‌كند تا بتوانند برنامه‌های خود را به درستی تدوین، اجرا و ارزیابی كنند و گسترش دهند. با توجه به ویژگی‌های خاص كشور و درصد بالای كودكان و نوجوانان، توجه به این نكات و اجرای صحیح آنها تضمین‌كننده یك برنامه اصولی و غنی خواهد بود. در این میان، ضرورت ادغام مداخلات و یكپارچه كردن مداخلات پراكنده از اساسی‌ترین موضوعات به شمار می‌آید. 306

 

منابع

- سازمان جهانی بهداشت. (1376). برنامه‌های بهداشت روان مدارس. ترجمه ربابه نوری و كارینه طهماسیان. تهران: انتشارات سازمان بهزیستی كشور: معاونت پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی.

- Adelman, H.S., & Taylor, L. (2003). Creating school and community partnerships for substance abuse prevention programs.The Journal of Primary Prevention, 23, 329-369.

- Botivn, G.J., & Griffin, K.W. (2003). Drug abuse prevention in schools. New York: Kluwer Academic/Plenum Publishers.

- Botivn, G.J., & Griffin, K.W. (2005). School-based programs. Lippincot: Williams and Wilkins.

- Dickinson, P. (2001). Guildelines for mentally healthy schools. Auckland: Mental Health Foundation for New Zeland.

- Domitrovich, C.E., Bradshaw, C.P., Greenberg, M.T., Embry, D., Poduska, J.M., & Ialongo, N.S. (2010). Integrated models of school-based prevention: Logic and theory. Psychology in Schools, 47, 71-88.

- Durlak, J.A., & Wells, A.M. (1997). Primary prevention mental health programs for children and adolescents: A meta-analytic review. American Journal of Community Psychology, 25, 115-152.

- National Institute on Drug Abuse. (2003). Preventing drug use among children and adolescents: A research based guide. National Institute on Health Press.

نویسنده:

ربابه نوری، روانشناس بالینی، گروه روانشناسی دانشگاه خوارزمی

 

 
 دوشنبه ٦ بهمن ١٣٩٣- ٠٩:٥٥ / شماره خبر: ١٢٠٢٤٤
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج